میخکوب به قلم مهدیه سجده
پارت نهم :
شهداد با شنیدن صدای گرفته و خستهی او پوزخند محوی زد و گفت:
- انگار خواب بودی...واقعاً نمیخواست این موقع صبح تا اینجا بیای، آدرس میدادی خودم میومدم هارد رو ازت میگرفتم.
نگاه ملودی به چند متر جلوتر و پیکآپ آبی رنگ رسید. در شاگرد باز شد ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما

لطفا صبر کنید...

حسین
2رمان خیلی جالب و جذاب آدمو دنبال خودش میکشونه